تبلیغات
معلم در دیدگاه اسلام - تعریف تعلیم و تربیت در اسلام و بیان ویژگی های آن
مدیریت
آمار وبلاگ
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما درباره ی وبلاگ چیست؟





لینك دوستان
تعریف تعلیم و تربیت در اسلام و بیان ویژگی های آن
معلم والاتر از این باشد یعنی معلم باید به متعلم کمک کند تا استعدادهای بالقوه ی او با میل و اراده خودش به صورت بالفعل درآیند  و تفکرش پرورش یافته، بارور گردد. به طور مثال ذهن فراگیرنده مانند یک تنور است که معلم می تواند آتش فراهم شده و گداخته ای را در آن قرار دهد و در آن نان بپزد و یا اینکه در این تنور هیزم خشک را با جرقه ای که در زیر آن قرار داده، سعی و تلاش می کند برای فراگیر شدن آتش، آماده و مهیای استفاده نماید. بنابراین عقل و تعقل در مقابل علم و تعلم مورد بحث قرار می گیرد.

حضرت علی(ع) معتقدند که  : علم بر دو نوع  است

حضرت علی(ع) معتقدند که  : علم بر دو نوع  است: یکی علم مسموع (اکتسابی) و دیگری علم مطبوع (پرورش امور فطری و طبیعی ) البته در برخی نقل قول ها از کلمه عقل به جای علم در این عبارت استفاده شده است که علم مسموع یا شنیده (اکتسابی) بدون علم مطبوع فایده ندارد. منظور از علم مطبوع دانسته هایی است که از طبیعت و سرشت انسان سرچشمه گرفته و همان قوه ابتکار شخص است. بنابراین علم مسموع (اکتسابی) و علم مطبوع (ذاتی) مکمل یکدیگر هستند و تعلیم و تربیت بایستی جوری باشد که ایجاد زمینه کند تا هر دو به حد کفایت پرورش یابند.( نهج البلاغه ، حکمت 331 )

نکته قابل ذکر این است که هرچند تعلیم و تربیت یا همان پرورش علم مطبوع و مسموع مکمل و لازم و ملزوم یکدیگر هستند اما اگر به دلایلی در پرورش علم مسموع کاستی ایجاد شد اما علم مطبوع در حد کفایت مورد پرورش قرار گرفت، انسان از سیر انسانیت و کمال گرایی خود دور و منحرف نمی شود، اما اگر علم مسموع به قدر کافی پرورش یابد اما علم مطبوع مورد غفلت قرار گیرد متاسفانه علوم اکتسابی نه تنها مفید نخواهد بود بلکه در برخی موارد مضر هم خواهد بود. بنابراین پرورش فطرت پاک انسانی (مکارم اخلاق) جزء لاینفک آموزش و مقدم برآن است .

بنابراین مسأله اول این مقاله روشن شد و آن اینکه دو کلمه تعلیم و تربیت دارای معنای متفاوتی هستند که  با وجود  این تفاوت معنایی ، برای تعالی انسان و حرکت به سوی کمال، لازم و ملزوم یکدیگرند و نیز این تفاوت معنایی خللی در لزوم ارائه به انسان جهت تعالی وی ، ایجاد نمی کند .

با روشن شدن مسأله اول، یعنی متفاوت بودن تعلیم و تعلم در معنای لغوی نه در لزوم ارائه به انسان، مسأله دوم نیز برای ما به خوبی روشن می شود. یعنی حال که تعلیم و تعلم یا همان آموزش و پرورش برای تعالی انسان لازم و ضروری هستند نباید حیطه کاری آنها را کاملاً از هم جدا نمود و هر یک را به گروهی خاص واگذار نمود.

. ما بر این عقیده ایم که همانطور که انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است و هیچیک از دیگری جدا نیست بحث تعلیم و تربیت هم با یکدیگر عجین هستند و نباید آنقدر آن را تخصصی کرد که فقط عده ای خاص و یا رده سازمانی خاص به رشد و پرورش هر یک از آنها بپردازند.یعنی اگر معلمی فقط به کار تدریس علوم (مسموع) بپردازد و کار پرورش را به مربی پرورشی واگذار کند، دچار اشتباه شده ایم و در امر هدایت انسان به سوی کمال،  نتیجه مطلوبی نخواهیم گرفت.

. حضرت علی‌(ع)  می فرمایند : همین طور که تن انسان خسته می شود و به استراحت نیاز دارد ، روح انسان هم گاهی خسته شده و به استراحت نیاز دارد در اینصورت دیگر فکرهای سنگین را به او تحمیل نکنید و حکمتهای طرفه و طریف خوشحال کننده از قبل ذوقیات و ادبیات را به او عرضه دارید تا سرنشاط و سرحال آید. البته امور فرهنگی باید تعدیل کننده تعلیم و تربیت  باشد نه اینکه آن را تحت الشعاع قرار داده و بیشترین توجه را به خود معطوف نماید. ( نهج البلاغه ، حکمت 188 )

بنابراین کار پرورش انسانها به شخص یا گروه خاصی محدود نمی شود و از سالها پیش از تولد آغاز شده، تا آخرین لحظه زندگی ادامه دارد و هرکس که به نحوی با انسان ارتباط دارد می تواند و باید در جهت رشد و تعالی انسانیت انسان مفید باشد . البته ذکر این نکته نیز ضروری است که در بین تمام کسانی که در امر تعلیم و تربیت انسان نقش دارند ( خانواده ، جامعه ، دوستان و همسالان و ... ) بعد از والدین ، نقش مربیان به جهت ویژگی خاص رده سنی متربیان ، بسیار پراهمیت و پررنگ می باشد .

نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که  اگر ما به پرورش روح انسان تأکید می کنیم بدان معنا نیست که جسم را فراموش کرده ایم. خیر، در دین مبین اسلام انسان موجودی دو بعدی است و جسم و روح را دو چیز جداگانه در نظر نمی گیرد بلکه معتقد است که عقل سالم در بدن سالم است. بنابراین پرورش جسمی و روحی بایستی همگام باشد اما اینکه ما بیشتر به امور مربوط به پرورش روحی می پردازیم اقتضای اهداف این مقاله است ولاغیر .

اگر ما بخواهیم در امر تربیت که همان ایجاد زمینه برای پرورش استعدادهای انسان است فعالیت کنیم، باید بدانیم که انسان دارای چه نوع استعدادهایی است تا بتوانیم به پرورش و شکوفایی آنها بپردازیم و اینکه بدانیم هر استعداد در چه مرحله ای از رشد انسان بهتر شکوفا می شود تا بتوانیم پیشگیری مناسب و به موقعی در مقابل مشکلات انجام دهیم.

دیدگاه ها و مکاتب گوناگون برای انسان استعدادهایی را برشمرده اند که به اختصار عبارتنداز:

- استعداد عقلی (علمی و حقیقت جویی)

- استعداد اخلاقی (وجدان اخلاقی)

- استعداد دینی (حس تقدیس و حس پرستش یک حقیقت مافوق و منزه)

- استعداد هنری و ذوقی یا زیبا شناسی

البته استاد مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام به استعداد پنجمی هم معتقد است و آن استعداد خلاقیت است یعنی  انسان مبتکر، آفریننده و مبدع آفریده شده است.

تعلیم و تربیت انسان با توجه به استعدادهای وی ، در دین مبین اسلام دارای ویژگی هایی        می باشد که به صورت فهرست وار می توان به : الهی بودن ، فطری بودن ، مستمر بودن ، تدریجی بودن ، عمومی بودن ، جهانی و جاودانی بودن ، جامع بودن ، ارادی بودن و نیز دنیوی و اخروی بودن اشاره نمود که تمام این ویژگی ها موجب برتری نظام تربیتی اسلام نسبت به دیگر نظام هاست چون نظامی است همه جانبه و کامل البته مشروط بر آنکه عاملان و مجریان و مربیان شایسته ( دارای ویژگی هایی که در ادامه عنوان خواهد شد ) با در نظر داشتن این ویژگی ها به نحو احسن به امر خطیر تعلیم و تربیت انسان بپردازند .

در تعلیم و تربیت اسلامی به منظور تربیت صحیح و کسب اخلاق پسندیده ، عوامل و عناصری چند موثرند که بایستی همواره از طرف مربیان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گیرد عواملی مانند : خانواده ، دوستان و همسالان ، مربی ، جامعه و مدرسه ، حکومت و قوانین حکومتی و ... که البته ما به اقتضای موضوع مقاله فقط به بررسی عامل مهم"مربی"  می پردازیم .

همچنین از جمله عناصر موثر در امر تعلیم و تربیت اسلامی می توان از : تعقل و تفکر ، تقوا و تزکیه نفس و عبادت نام برد .

در آیات و روایات متعدد مواردی را در تایید و بیان اهمیت موارد نامبرده می توان یافت و به آن ها استناد نمود که متاسفانه از حوصله و حیطه این مقاله خارج است اما  با تمام این تفاسیر چند تعریف مشهور را بیان می کنیم .

دکتر محمد باقر هوشیار معتقدند که تعلیم و تربیت فعل و انفعالی است بین دو قطب سیال که مستلزم طرح و نقشه ای ، مسبوق به اصلی و معطوف به هدفی می باشد .




ارسال توسط محمد مهدی پولادی | تاریخ : پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 | نظرات ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی